<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: تصورات عاشقانهء یک دیوانه</title>
	<atom:link href="http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/</link>
	<description>نوشته هايي از حميد سلطان آباديان</description>
	<pubDate>Sun, 05 Feb 2012 02:45:29 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7.1</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: سارا</title>
		<link>http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/#comment-2144</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.yeknafar.com/?p=253#comment-2144</guid>
		<description>salam khili khob bood</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam khili khob bood</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ye gharibeh</title>
		<link>http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/#comment-1750</link>
		<dc:creator>ye gharibeh</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.yeknafar.com/?p=253#comment-1750</guid>
		<description>kheylii ghashang bod kheiliii...
in yanii zendegii.... 
valii safa liyaghate dost dashtane toro nadaree...
man behet goftam baad nagii nagoftiiinn
nemidonestam
faghat haminoo bedoon kafiye safa ye zane sheytan sefate razle kesafatee%</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>kheylii ghashang bod kheiliii&#8230;<br />
in yanii zendegii&#8230;.<br />
valii safa liyaghate dost dashtane toro nadaree&#8230;<br />
man behet goftam baad nagii nagoftiiinn<br />
nemidonestam<br />
faghat haminoo bedoon kafiye safa ye zane sheytan sefate razle kesafatee%</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نازنین.م.ت</title>
		<link>http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/#comment-1643</link>
		<dc:creator>نازنین.م.ت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.yeknafar.com/?p=253#comment-1643</guid>
		<description>این که شد من. فقط با این تفاوت که من نتونستم زیاد واقعیت رو داشته باشم. خیلی کم داشتمش. . بعدش برای اینکه جای خالی طرف رو برای خودم پر کنم، هر اون رو تصور میکردم و هی فقط اون رو تصور میکردم. اینقدر این کار رو کردم، که رفتم کامل توی یک دنیای دیگه. و الان اصلا نمیدونم که واقعیت چیه و کدومه و خیال کدوم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این که شد من. فقط با این تفاوت که من نتونستم زیاد واقعیت رو داشته باشم. خیلی کم داشتمش. . بعدش برای اینکه جای خالی طرف رو برای خودم پر کنم، هر اون رو تصور میکردم و هی فقط اون رو تصور میکردم. اینقدر این کار رو کردم، که رفتم کامل توی یک دنیای دیگه. و الان اصلا نمیدونم که واقعیت چیه و کدومه و خیال کدوم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فروغ</title>
		<link>http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/#comment-1637</link>
		<dc:creator>فروغ</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.yeknafar.com/?p=253#comment-1637</guid>
		<description>من هم در خیالم از بید همسایه سیب می چینم
اشتبا نکن 
نبض رد پای تو
در خیال هم
جهانم را ممکن می کند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم در خیالم از بید همسایه سیب می چینم<br />
اشتبا نکن<br />
نبض رد پای تو<br />
در خیال هم<br />
جهانم را ممکن می کند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آناهیتا</title>
		<link>http://www.yeknafar.com/1388/06/crazy-in-love/#comment-1610</link>
		<dc:creator>آناهیتا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.yeknafar.com/?p=253#comment-1610</guid>
		<description>به نام او...
به نام آنکه گلهای پژمرده ی کوچه خلوت عمرمان به امید او هنوز ریشه دارند و زندگی می کنند...
وقتی آسمان برای لب خشکیده ی زمین می گرید،وقتی که باران می بارد،به او فکر کن...
وقتی زمین به خاطر تو سالها و قرنها به دور خود می چرخد،وقتی شب و روز پدید می آید،به او فکر کن...
وقتی خورشید به پای زمین می سوزد و دم نمی زند،وقتی که روشنایی بر تو پرتو می افکند،به او فکر کن...
و...
وفکر کن به آنچه که پیرامون تو می گذرد،فکر کن به چیزهایی که با گرمی نفس تو نفس میکشند، وبه کرم ابریشم فکر کن که چگونه زندگی دوباره ای را می سازدکه از زندگی پیشینه اش زیباتر و پرمحتواتر است...به پروانه فکر کن...
آن وقت است که از اینکه زنده ای و نفس می کشی،از اینکه در یک جای این کره ی خاکی قدم استوار کرده ای،از اینکه می توانی مالک چیزهایی باشی و چیز هایی مالک تو...از اینکه خدا مالک توست،آنچنان احساس سربلندی و غروری خواهی کرد که هرگز چیزهای ناچیزی که زندگی تو را بر هم می زنند تنفر نمی ورزی و می دانی که درخت همیشه به امید بهاری دوباره خزانی زیبا پدید می آورد...
آنوقت است که می فهمی خوشبختی چیست و زندگی یعنی چه....
                دوست دارم در مورد نوشته ی منم نظر بدین...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نام او&#8230;<br />
به نام آنکه گلهای پژمرده ی کوچه خلوت عمرمان به امید او هنوز ریشه دارند و زندگی می کنند&#8230;<br />
وقتی آسمان برای لب خشکیده ی زمین می گرید،وقتی که باران می بارد،به او فکر کن&#8230;<br />
وقتی زمین به خاطر تو سالها و قرنها به دور خود می چرخد،وقتی شب و روز پدید می آید،به او فکر کن&#8230;<br />
وقتی خورشید به پای زمین می سوزد و دم نمی زند،وقتی که روشنایی بر تو پرتو می افکند،به او فکر کن&#8230;<br />
و&#8230;<br />
وفکر کن به آنچه که پیرامون تو می گذرد،فکر کن به چیزهایی که با گرمی نفس تو نفس میکشند، وبه کرم ابریشم فکر کن که چگونه زندگی دوباره ای را می سازدکه از زندگی پیشینه اش زیباتر و پرمحتواتر است&#8230;به پروانه فکر کن&#8230;<br />
آن وقت است که از اینکه زنده ای و نفس می کشی،از اینکه در یک جای این کره ی خاکی قدم استوار کرده ای،از اینکه می توانی مالک چیزهایی باشی و چیز هایی مالک تو&#8230;از اینکه خدا مالک توست،آنچنان احساس سربلندی و غروری خواهی کرد که هرگز چیزهای ناچیزی که زندگی تو را بر هم می زنند تنفر نمی ورزی و می دانی که درخت همیشه به امید بهاری دوباره خزانی زیبا پدید می آورد&#8230;<br />
آنوقت است که می فهمی خوشبختی چیست و زندگی یعنی چه&#8230;.<br />
                دوست دارم در مورد نوشته ی منم نظر بدین&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

